baybek

Friday, June 16, 2006

baybek mi yoxsa babek?


Baybək mi yoxsa Babek-Babək-Babak mi?

Mehran Bahari




Mənfi Mubarizənin ən önəmli parçalarından biri, adların Türkcələşdirilməsidir. Buraya həm indi öz şəxsi adlarımız, həm movcud coğrafi və yer, bölgə, şəhər, qurum, dukan vs. adları, həmi də tarixi şəxsiyətlər vs. adları daxildir.

Məncə Babək adının işlədilməsi bu açıdan saxıncalı ve sorunludur:

1- Babək sözündəki "a" uzun â'dır ki bizim çağdaş Türkcəmizdə belə bir səs yoxdur. Bu uzun "â" səsi Fars dilində vardır və Türk və Fars dillərində ortaq olan sözlərdə işlədildiyi vaxt, o kələmənin Farsca olduğu görüntüsü və hissini yaradır.

2- Yabancı kökənli, özəlliklə Ərəb və Fars dillərindən alınma şəxs adlarını, biz mütləq şəkildə öz Türkcəmizdə olduğu təkin yazmalıyıq. ör: Məməd, Məmməd (Məhəmməd yerinə), Yusuf (Yusef yerinə), Mahmıt (Məhmud yerinə) v.s.

Bu nədənlə Babək adını da biz, öz dilimizin yapısına görə yazıb söyləməliyik. Dilimizdə Babək (qıssa a ilə) olmadığına görə, ən yaxşı yol onu Baybək şəklində yazıb söyləməkdir.

3- Babək yazıldığı durumda, bu kələməyə İrani bir kökən (Papek) qəbul etmiş oluruq. Halbuki Baybək yazanda bu kələmənin Türkcə kökənli olduğu ortaya çıxır. (Bay+Bək)

4- Baybək biçimi, həm çağdaş Türk dillərində (Türkiyə, Tataristan,...), həm də əski Türk dillərində (Bolqar, ...) işlədilən bir şəxs adıdır.

Yuxarıda sıraladığım nədənlərdən dolayı, məncə bu ad "Baybək" şəklində yazılıb söylənməlidir.

3 Comments:

  • At June 25, 2006 at 8:23 AM, Blogger foroghi said…

    بسمه تعالی
    عنوان مقاله:
    بابک خرم دين را بهتر بشناسيم
    فهرست:

    1. مقدمه
    2. بابک خرم دين که بود ؟
    3. بابك خرمدين چه آئيني داشت؟
    4. چرا دشمن در پي بر پايي پرچم بابك در آذربايجان است؟
    5. چرا ما به آنها بپيونديم ؟ آنها به ما بپيوندند
    6. نظر مراجع تقليد در مورد بابك خرمدين چيست؟
    7. پيام قلعه بابك به بازديدكنندگان چيست؟
    8. چرا الحاق صفت دلاور به بابك خرمدين درست نيست؟
    9. نتيجه گيري
    10. پيشنهاد
    11. منابع


    1- مقدمه:
    آذربايجان همواره منشاء تحولات اساسی بسياری در ايران بوده و هست و نيازمند مطالعه و دقت نظر ويژه ای می باشد. در اين راستا شناخت رهبران و دلاوران سلحشور که با تأسی از ائمه اطهار و دين مبين اسلام سدّ راه نفوذ سلطه غارتگران و دين ستيزان زمانه خود شده اند اهميّت پيدا می کند و در اين ميان شناخت رهبران ديني و غير ديني نياز به بررسي بيشتر دارد .تاريخ ايران را نميتوان از تاريخ اسلام جدا كرد.نگاه ديني به تاريخ ايران ,از جمله به تاريخ آذربايجان بسياري واقعيتها را روشن ميسازد و وجه تمايز اسوه هاي شجاعت و مقاومت و شهادت را به ما معرفي ميكند. دراين مقاله سعي شده با استناد به منابع تاريخي مختلف بابک خرم دين را بهتر بشناسيم و به اين سئوال پاسخ دهيم كه چرا دشمنان ايران اسلامي با وجود چهره هاي درخشاني همچون شيخ محمد خياباني, ثقه¨ الاسلام, ستارخان وباقرخان دستاويز بابك خرمدين شده است و دشمن دنبال چه اهدافي است؟
    تاريخ همواره درس عبرت و چراغ هشدار روشنی برای آيندگان بوده و هست . تکرار اعصار دردناک تاريخ همواره دغدغه رهبرانی همچون امام خمينی (ره) بود, تا ايران به عقب برنگردد و ارتجاع ضد دينی و ضد اسلامی و اديان الحادی به ايران مستولی نگردد تا آنجا که در اوايل انقلاب شکوهمند ايران اسلامی در سال 1357 فرمودند طاغوت وطاغوتيان بيکار ننشسته اند و نخواهند نشست و با انواع دسيسه ها و نقشه ها می خواهند همان اوضاع رقت بار و خفگان ضد دينی رضاخان و رژيم پادشاهی را به ايران برگردانند و می فرمودند: " اجانب در كمينند, اونها نخوابيدند, شما نبايد بخوابيد, شما بايد هوشيار باشيد, اونها مشغول نقشه هستند, از طريق هاي مختلف, با فرمهاي مختلف, مردم بيدار باشيد دارند نقشه می کشند " و آن فرزانه عارف می دانست که چه نقشه هايی برای اسلام کشيد ه اند و به حول و قوّه الهی و با وحدت و همدلی ملت هميشه بيدار ايران تمامی نقشه های جبهه کفر نقش بر آب شده و ان شاء ا... خواهد شد. همچنين امام خمينی (ره) تاكيد داشتند كه : "نسلهاي آتيه بايد متوجه باشند كه اين اسلام را حفظش كنند و در زير پرچم اسلام مجتمع بشوند, و اسلام همه چيز دارد, اسلام هم دنيا دارد هم آخرت دارد, اسلام به همه بعدها نظر دارد, حكومت اسلامي مانند حكومتهاي ديگر نيست كه فقط در يك بعد نظر داشته باشد"امام هميشه تاكيد مي نمودند كه" حفظ اسلام در راس تمام واجبات است." انقلاب اسلامي ايران با تكيه بر اسلام و باورهاي ديني براي آزادي و بر ضد نظام شاهنشاهي و استبداد و بي ديني و بر ضد اسلام آمريكايي و سكولار شروع شد و حاصل خون هزاران شهيد گلگون كفن از مرد و زن و پير و جوان اين مملكت, قانون اساسي و حكومت جمهوري اسلامي است. پس برهمه ما ايرانيان مسلمان, و آزاده واجب است كه مدافع اين نظام اسلامي باشيم و هر جا انحرافي مي بينيم در حل آن بكوشيم نه آنكه بگوييم ملت اسلام و جمهوري اسلامي را نمي خواهد . اين رهبر كبير انقلاب است كه در اين مورد چنين ميفرمايند:" قلمها يك مقدار ملاحظه كنند مسايل را, همينطور مي نشينند توي خونه هاشون حكم ميكنند ملت اسلام و جمهوري اسلامي را نمي خواهد, ملت اينهاست كه در كوچه و بازار و در صحنه هاي مختلف آماده جنگ و دفاع از مملكت هستند و آنهايي كه درجنگ هستند و آنهايي كه هر روز مي آيند و مي گويند كه ما آماده دفاع از اسلام و ميهن اسلامي هستيم, ملت من و تو نيستيم ملت اينها هستند ميزان اونها هستند, هي ننشينيد وبگيد مردم ديگر مايوس شده اند و كذا , نه خير مردم از اسلام مايوس نميشند كارهاي ما هم هر كدام كه فاسد است ميگويند كار تو فاسد است لكن ما جمهوري اسلامي را مي خواهيم , مردم اسلام را مي خواهند تا آخر هم ميخواهند اين مملكت سر جاي خودش هست و مردم دنبال جمهوري اسلامي هستند و هركس كه بلغزد مردم از او طرفداري نخواهد كرد براي اينكه مردم اسلام را مي خواهند." شناخت اهداف و آرمان خرم دينان و پيشينه تاريخی اين بدعت گذاران در دين و رفع يک شبهه تاريخی بزرگ و اطلاع رساني و آگاهي دادن ملت مسلمان آذربايجان و ايران مي تواند نقشه هاي دشمنان را بر آب كند.

    شناخت فرصتها و تهديدهای پيش روی ملت آذربايجان و ايران اسلامی و بررسی تحليلی چگونگی نفوذ اسلام در ايران و چگونگی پذيرش اسلام به عنوان دين اصلی ايرانيان و از جمله مردم آذربايجان و کنار گذاشتن مذاهب و دين های الحادی و التقاطی ايران باستان قبل از اسلام و آشکار شدن حقانيت دين اسلام بر حدود يک ميليارد انسان امروزی در جهان و بررسی راههای جلوگيری از ارتجاع دين ستيزان به اوضاع قبل از اسلام نيز از اهميت ويژه ای برخوردار می باشدکه نيازمند زمان و مقال ديگری است. حرکات موزيانه و فتنه هايی که در طول تاريخ ايران بعد از اسلام و بر عليه اسلام آغاز شد ، با نامهای فريب دهنده ای همچون جنبش ملی سعی در انحراف مردم از دستورات صريح اسلام ناب محمدی (ص) داشتند. فتنه بابک خرم دين يکی از اين تحرکات برخلاف باورهای دينی بود كه براي ترويج اباحيگري و بي بند و باري, بنام آزادي انجام شد که با هجوم خلفای عباسی همچون مامون و معتصم به ايران اسلامي و جنگ بين خرمدينان واسلام نمايان خلفاي عباسي همزمان بود . مامون و معتصمی که با نام اسلام و گسترش حکومت اسلامی تيشه بر ريشه اسلام می زدند ، همينان بودند که فرزندان خلف حضرت محمد(ص) و فرزندان حضرت فاطمه زهرا (س)و ستارگان تابناک امامت و ولايت مسلمانان و عاشقان شيعه علوی را به شهادت مي رساندند، همان كساني که به ظاهر مسلمان ولی در باطن دشمن علی (ع) و خاندان مطهرايشان بودند.جنگ و مبارزه بابک خرم دين با معتصم عباسی جنگ بين اسلام و کفر نبود بلکه جنگ کفر با کفر بود . به استناد تاريخ كه همچون چراغ روشني فراروي انسانهاست,هر دوی آنها کافر و منكر تعاليم اسلامی بودند .
    2- بابک خرم دين که بود ؟
    اين مطالب برگرفته از کتاب بابک خرم دين نوشته سعيد نفيسی می باشد همان كتابي كه چاپ و نشر آن ظاهرا تا سالياني بعد از انقلاب ممنوع بود و همه كساني كه بابك را قهرمان و سردار ملي و حتي برخي هواداران بابك او را مسلمان و شيعه مي ناميدند و ادعاي شركت در جنگ حضرت علي (ع)بر ضد امويان و عباسيان را داشتند, همه قريب به اتفاق كتاب سعيد نفيسي را منبع و ماخذ خود معرفي مينمايند و اما در اين كتاب مطالبي از مورخان بنام و كتب معروف تاريخي آمده كه علي رغم بعضي اختلافات از يك اتفاق تاريخي واحدي خبر مي دهند كه برخي منابع را در اين مقاله معرفي كرده ام و اما در اين كتاب ميخوانيم :
    محمد عوفی در جوامع الحکايات و لوامع الروايات باب پنجم از قسم اول چنين آورده است : و از معظمات وقايع که در عهد معتصم اتفاق افتاد خروج بابک خرمی بود و او زنديق بود و خدای عزوجل را انکار کردی و به حلال و حرام ايمان نداشتی و امر و نهی را حق ندانستی و گويند که او را پدر پديد نبود و مادر او زنی بود يک چشم ، از ديهی از ديه های آذربايجان و گفته اند مردی از نبطيان سواد عراق(پدر بابك اهل مدائن ازشهرهاي عراق و به احتمال قوي عرب بود) با وی به سفاح نزديکی کرد(بابك بازنا متولد مي شود) و بابک از وی متولد شد(حدود اواخر قرن اول هجري) و مادر او به گدايی او را می پروردی تا آنکه به حد بلوغ رسيد و يکی از مردم ديه او را به مزد گرفت و او هر روز ستوران را به چرا بردی و در آن کوه طايفه ای بود از خرم دينان و زنادقه و ايشان را دو رئيس بود هر دو را با يکديگر خصومت بود يکی را نام جاويدان و ديگری را عمران . روزی جاويدان بدان ديه که بابک آنجا ساکن بود گذر کرد و بابک را بديد و علامت جرأت و آثار شهامت در وی تفرس کرد او را از مادر بخاست و با خود ببرد . بابک با زن جاويدان عشق بازی آغاز کرد تا زن را صيد خود کرد و آن زن او را بر اسرار شوهر خويش مطلع گردانيد و خزاين و دخاين بدو نمود و بابک کار به خود گرفت و بعد از مدتی حربی افتاد در ميان آن جماعت با جاويدان و جاويدان در آن حرب کشته شد و زن جاويدان به آن جماعت(به دروغ) گفت که: "جاويدان مر بابک را خليفه خود کرده است و اهل اين نواحی را به متابعت و و مطاوعت او وصيت کرده بود و روح جاويدان به او تحويل کرده است و شما را وعده داد که به دست او فتح و ظفر يابيد بر جملگی خصمان" و آن جماعت به متابعت او رضا دادند و بابک ياران خود را جمع کرد و ايشان عدتی و عددی نداشتند بابک جمله(همه) را سلاح داد و ايشان را گفت : صبر کنيد چندان که ثلثی از شب برآيد ، بيرون آييد و نعره بزنيد و هر کس را که بر کيش(دين) ما نيست از زن و مرد و کودک ، جمله را به شمشير بگذرانيد(بكشيد) پس جمله بر اين قرار بازگشتند و نيم شب خروج کردند و تمامی اهل آن ديه را از مسلمانان بکشتند و بي توقف ايشان را به نواحی دورتر فرستادند و هر که را يافتند بکشتند. خلقی از دزدان و بددينان و ارباب فساد روی به وی نهادند تا او را بيست هزار سوار جمع شد آنها طايفه مسلمانان را مثله (قطعه قطعه)کردندی و به آتش سوختندی و آن فساد ارتکاب کرد که هرگز پيش از او و پس از اوکسی نشان نداده است و چند لشکر سلطان را منهدم کرد و فتنه او بيست سال برداشت .
    مؤلف مجمل التواريخ و القصص درباره بابک می گويد : بابک خرم دين به جانب آذربايگان بر خاست و کارش سخت عظيم بزرگ شد و اصل ايشان از مزدک بن بامدادان موبد موبدان قباد بود. پس مزدک را زنی بود نام او خرمه بنت فاده ، به روستای ری افتاد و مردم را دعوت کرد به دين مزدک و از آن پس خرمه دين خواندندشان و مزدکی به جای رها کردند و به عهد هارون الرشيد قوت گرفتند و در اين وقت بابک بر ايشان مهتر شد .
    نظام الملک طوسی در سياست نامه و حمداله مستوفی در تاريخ گزيده و قاضی احمد غفاری در نگارستان و تاريخ نويسان ديگر همگی ضمن اشاره به کشتار مسلمانان به دست جلادان بابک خرم دين و هواداران او شمار مسلمانان کشته شده در دوران بيست سال حکومت خرم دينان را حداقل 255500 نفر و مسعودی در کتاب التنبيه والاشراف پانصد هزار نفر و در تاريخ مقدسی يك ميليون نفر ذکر کرده اند . فصيحی خوافی می نويسد حجاج بن يوسف ، ابو مسلم خراسانی ، بابک خرم دين و برقعی چهار نفرند که در زمان اسلام هر کدام يك ميليون نفر مسلمان را کشته اند .
    بابک خرم دين با زنا متولد ميشود با زنا ازدواج می کند و با بی دينی و پشت کردن به دين مبين اسلام پای در راهی می گذارد که صدو بيست و چهار هزار پيامبر از آغاز خلقت سعی در دور کردن مردم از آن می نمودند و(بنا به روايت برخي مورخان) خرم دينان آخرين پيامبر و فرستاده خدا حضرت محمد (ص) را رد کرده و پيامبر خود را شروين می نامند همانکس که يکی از پادشاهان قبل از رسالت پيامبر خاتم (ص) بود .
    بابک خرم دين هر آنچه در سر داشت بر خلاف دستورات شريعت و انبياء بوده و همه محرمات الهی را مباح و حلال می دانست و هر آنکس را که مانند او فکر نمی کرد می کشت و از صفحه روزگار محو می کرد . کشتار مسلمانان دراولين شب حکومت او از کودک و زن و مرد و پير و جوان دليل عمق عداوت و کينه او به اسلام و خود خواهی و خود کامگی طاغوتی اوست . او همواره مي گفت هر آنکس که با من نيست دشمن من است و آزادی را هم چيزی که خودش انجام می داد تلقی می کرد يعنی سرکوب مسلمانان و مخالفان با وحشتناک ترين و فجيع ترين وضع به بهانه آزادی آذربايجان !
    بابک بنا به نقل تاريخ نويسان ادامه دهنده راه آتش پرستان مزدکی بود، چرا که مزدکيان بعد از مرگ مزدک به پيروی از همسر مزدک ( خرمه بنت فاده که او هم مزدکی بود ) خرمه دينان و بعد خرميان و در نهايت خرم دينان نام گرفتند و بابک خود را خرم دينی می دانست .
    بابک خرم دين بنيانگذار دين خرم دين نبود بلکه در ترويج اين حرکت بي دينی کوشيد و آن را بسط داد . خرمی يعنی کسی که به خواسته دل و هوای نفس گوش می دهد و فرقی بين حلال و حرام نمی كذارد و تمام دستورات الهی را ظاهری دانسته و عمل به آن را واجب نمی شمارد مانند باطنيان كه همين اعتقاد الحادي را داشتند. بابک برای حفظ استيلا و حکومت خودکامه و طاغوتی خود و در جهت ترويج و بسط آيين لائيکي و آتش پرستي مزدکی و خرمی و با ادعای استقلال آذربايجان و با شعار آزادی برعليه خلفاي عباسي می جنگيد. در واقع دشمن اصلی او اسلام بود نه اعراب چرا كه اولا خلفاي عباسي تظاهر به اسلام ميكردند ومسلمان حقيقي نبودند ثانيا اولين قربانيان بابک همان مسلمانان هم روستايی خود بابك(روستاي ميمد) بودند که شبانه با بی رحمی تمام آنها را به خاک و خون کشيد و سپس روستاهای اطراف منطقه ارسباران را مورد حمله و هجوم خود قرار داد.
    3- بابك خرمدين چه آئيني داشت؟
    كافر كسي است كه با آنكه خداوند متعال را به عنوان آفريدگار و حقيقت يكتا مي داند, ولي عملا بر خلاف دستورات خدا عمل مي كند. ترك محرمات الهي و حلال كردن آنچه خدا آنرا حرام كرده و حرام كردن آنچه خدا آنرا حلال كرده, از مشخصه انسانهاي كافر است .بنا به اسناد غير قابل انكار تاريخي( كه منابع آن در انتهاي اين مقاله ذكر شده) اولين بيعت خرم دينان با بابك, آغشته كردن نان, (حلال) به شراب, (حرام) وخوردن آن توسط هواداران بابك و گروندگان به دين الحادي خرميان بود وگفتن اين جمله " اكنون به روان بابك گرويديم همانطور كه به روان جاويدان گرويده بوديم" .برخي اسناد تاريخي هم ذكر مي كند كه خرمدينان به دو خدا و دو روح اعتقاد داشتند خداي تاريكي ها و خداي روشنايي ها و قبل از بابك خداي روشنايي ها همان جاويدان بود. جاويدان ,رئيس خرمدينان منطقه آذربايجان بود كه بر سر اين رياست هميشه با عمران در حال جنگ بود و بعد از مرگ اين دو در جنگ, زن جاويدان با اين حيله كه, روح جاويدان در بابك متجلي شده بابك را به رياست(خداوندي )خرمدينان رساند. خرمدينان در هرسال شبي دارند كه مردان و زنانشان گرد هم مي آيند و بعد از لهو و لعب و ميكساري چراغها را خاموش ميكنند و هر مردي بر هر زني دست يابد با او زنا مي كند.
    هم بابک خرمدين و هم معتصم عباسی به حقانيت اسلام علم داشتند ولی بنا به دستور نفس امّاره از پذيرش آن عدول می کردند و تابع هواهای نفسانی و فرامين شيطان بودند. در اين ميان آنچه مسلم است اين است كه حركت بابك خرمدين نه يك جنبش ملی براي تعالي انسان , بلکه بدعت و فتنه اي در دين اسلام بود در جهت رهايي از سلطه يك طاغوت و رسيدن به قدرت, آمال وآرزوهای نفسانی و تحميل يك عقيده الحادي بر ملت مسلمان آذربايجان و برپايي يك طاغوت ديگر. اينان خارج شدگان از دين و كافراني بودند كه دست هردو به خون هزاران مسلمان شيعه و امامان معصوم آغشته است.
    4- چرا دشمن در پي بر پايي پرچم بابك در آذربايجان است؟
    و چرا امروز دشمن دست به دامان اين مرد شکست خورده تاريخ که پايگاهی جز قله کوه نداشت ، شده است ؟
    به گواهي تاريخ , بابك خرم دين , فرد فاسدي بود كه اردبيل و روستاهاي آذربايجان غربي كنوني را تاراج كرد و مردم مسلمان آن منطقه را قتل عام نمود و عناصر مساله دار و مزدوران قدرتهاي خارجي در سالهاي اخير با مطرح كردن وي به عنوان سردار ملي و استقلال طلب و برگزاري مراسم تولد بابك در منطقه كليبر و قلعه بابك , تلاش مي كردند وحدت ملي و تاريخي ايرانيان را بشكنند .همان وحدت كلمه اي كه پير جماران امام خميني (ره) آن را رمز پيروزي انقلاب اسلامي مردم ايران ناميدند و همچنين دشمن مي خواست با ترويج افكار تجزيه طلبي به مقاصد شوم سياسي خود و سلطه دوباره طاغوت برمنطقه برسد و از انتشار پيام رهايي بخش اسلام جلوگيري كند. حرکتی که ظاهراً حدود 6 سال پيش با پيشنهاد عنصر مسئله دار مبنی بر گرامی داشتن تولد بابک خرم دين به عنوان مظهر شجاعت و مقاومت ملت آذربايجان شروع شد شايد در ظاهر هدفی در جهت تجزيه ايران اسلامی و بازگشت از باورهای اسلامی نداشت ، ولی به نظر می رسد با برنامه ريزي ها و سازماندهی های زمانبندی شده و اختصاص بودجه از طرف دشمنان قسم خورده اسلام و در رأس آن استکبار جهانی اين حركت پای در راهی گذشت که قلب دشمنان ايران و اسلام را شاد كرد و آنها را به اهداف پليد و استعماری پير انگليس و آمريکای جهانخوار مبنی بر تجزيه ايران به قوميتهای مختلف و نابودی دين و مذهب رهنمون می کرد.((زهی خيال باطل))
    دشمن با استفاده از عدم بينش كافي در مورد افكار شيطاني خرمدينان و به بهانه دفاع از فتنه گران استقلال طلب قرن دوم هجري كه در ضمن دهن كجي به مقدسات و شعائر اسلامي راه سلطه غارتگران عباسي را به آذربايجان سد كرده بودند , سعي دارد با ايجاد انگيزه ملي و بزرگ كردن جنگ دو مفسد قرن دوم بين معتصم و بابك, يكي را به ملت آذربايجان بقبولاند .در حالي اصل مقايسه اين دو باطل است چون اين يك مقايسه بين خوب وبد نيست بلكه مقايسه بين بدتر و بدتر است.
    5- چرا ما به آنها بپيونديم ؟ آنها به ما بپيوندند
    راستي مگر جز اين است كه در گذشته آذربايجان شوروي سابق جزو خاك ايران بود و در اثر خيانت و بي كفايتي پادشاهان از ايران جدا شده است ؟ وجداشدن از كشور قدرتمند و تاثير گذاري در منطقه مانند ايران, چه سودي دارد؟ وآيا بهتر نيست اگر بحث پيوستن و يكي شدن مطرح است آذربايجان شوروي سابق به آذربايجان ايران بپيوندد؟ چرا ما به آنها بپيونديم ؟ آنها به ما بپيوندند .... چون آنها را , ازما جدا كرده اند, نه ما را از آنها !!.. بگذريم.
    6- نظر مراجع تقليد در مورد بابك خرمدين چيست؟
    در مواجهه با همين تحركات انحرافي , تاكنون سه تن از مراجع تقليد در پاسخ به سئوال مردم مطالبي درباره بابك خرمدين اعلام نموده اند. آيت الله موسوي اردبيلي اعلام نموده اند : « بابك خرمدين , كسي بود كه اردبيل را تاراج كرد و در منطقه عرشه اردبيل بقدر موي سر به كشتار مردم اقدام كرد و اينكه در سالهاي اخير بابك خرم دين توسط عده اي به عنوان يكي از مفاخر آذربايجان و اردبيل مطرح مي شود , جاي تاسف و تاثر دارد » . آيت الله صافي گلپايگاني نيز در پاسخ به سئوالي كه از ايشان شد اعلام كردند : « شبهه اي در كفر و الحاد بابك خرم دين نيست . ترويج افكار و دفاع از مواضع او ترويج باطل ومعارضه با اسلام و براي تضعيف هويت اسلامي جامعه است و صرف بيت المال و مال شخصي در جهت اشاعه نام و ياد او همه حرام است . بايد مسئولين امور جدّاً از اين گرايش ها جلوگيري نمايند » . آيت الله مكارم شيرازي نيز در پاسخ به سئوال مشابهي اعلام داشتند : « شك نيست كه شخص مزبور داراي انحرافات روشن ديني و اخلاقي بوده است و برادران و خواهران عزيز نبايد به خاطر قوم گرايي چنين شخص فاسد و مفسدي را ترويج كنند چيزي كه مصداق مسلم ترويج باطل است . مسئولين محترم نيز بايد آگاهي هاي لازم را در اين زمينه از طريق رسانه ها به مردم بدهند و از صرف بيت المال در اين راه(ترويج بابك)جلوگيري نمايند »
    7- پيام قلعه بابك به بازديدكنندگان چيست؟
    آذربايجان هيچگاه در برابر تجاوز و ظلم بيگانگان تسليم نمي شود و اين را بابك خرمدين كه اعتقادي هم به اسلام نداشت ثابت كرد.
    آذربايجان وملت ايران با تمام دين ستيزي و كشتار مسلمانان بدست بابك خرمدين و دين نمايي و كشتار مسلمانان بدست خلفاي ظالم عباسي به هيچ وجه دين حقيقي و رهايي بخش اسلام را رها نكرده و نخواهد نمود.
    تاريخ قلعه بابك درس بزرگ عبرتي است براي دشمنان اسلام از جهت اينكه تمام اديان الحادي و غير الهي رفتني هستند و آنچه ماندني است اديان الهي و آسماني و كاملترين آنها دين جهاني اسلام است كه امروزه در اقصي نقاط جهان نفوذ كرده و دين بيش از يك ميليارد انسان امروزي است.
    علي رغم تبليغ دشمن بر اينكه بابك پايگاه مردمي داشت دژ مستحكم غير قابل نفوذ در قله كوه بلند و گروهي مردم بد دين داخل آن كه سالها به آن پناه برده بودند تنها پايگاه بابك خرمدين بود. بر خلاف امام خميني (ره) كه تنها پايگاه او دلهاي بي رياي مردم بوده وهست.

    8- چرا الحاق صفت دلاور به بابك خرمدين درست نيست؟
    ستارخان ، باقر خان ، شيخ محمد خيابانی و ديگر رهبران سرافرازی که با باورهای دينی و اسلامی جنبش و حرکت خود را آغاز نموده اند دلاوران راستينی بوده اند که نامشان در تاريخ ثبت شده است. در صورتی که اين موارد درباره بابک خرم دين مصداقی ندارد والحاق صفت دلاور به او درست نيست چرا که هم بابک و هم خلفای عباسی معاصرش که با آنها می جنگيدند فاقد چنين باورهايی بودند و هدف هر دوی آنها چيزی غير از اسلام و دستورات رهايی بخش بشری اسلام بود. اگر مبارزه بابك با خلفاي عباسي براي برچيدن حكومت اسلام نماي مامون و معتصم وايجاد يك حكومت اسلامي با تمسك به اهل بيت و ائمه اطهار بود آنوقت بابك ميتوانست به عنوان اسطوره ملي آذربايجان و ايران باشد ولي اينطور نبود مليت ايران ازاسلام جدا نيست و افتخار, عمل كردن به دستورات اسلام است.
    9-نتيجه گيري :
    فتنه ای که بابک در آذربايجان براه انداخت اگر چه در جهت رفع ظلم خلفای عباسی بود ولی هدف اصلي و نهايی بابك خرمدين نبود. هم خلفای عباسی زمان بابک ازمأمون گرفته تا معتصم و هم خود بابک ,هر سه به خون شيعيان تشنه بودند ، مأمون و معتصم که دستشان به خون امامان معصوم (ع) و هزاران مسلمان آلوده است ، بابک خرمدين هم دستش به خون هزاران مسلمان و شيعه علی (ع) آغشته است پس فرقی بين بابک و خلفای عباسی وجود ندارد و چنين شخصی نمی تواند به عنوان الگوی رشادت و دلاوری و اسطوره آزادی و استقلال طلبي تلقی گردد.
    افرادی در داخل و خارج کشور آلت دست بيگانگان مي شوند, مجری سناريو ی از پيش تعيين شده ای شدند که هدفی جزء تحريک قوميتها و در هم شکستن وحدت ايران اسلامی و ايجاد اختلافات زبانی و قومی و القای شعار استقلال طلبی به ملت غيورآذربايجان را ندارند. ملت غيوری که صاحبان اصلی انقلاب اسلامی و ادامه دهندگان راه قيام 29 بهمن سال 56 تبريز هستند .

    10- پيشنهاد:
    باتوجه به اينكه هر يك از مكانهاي تاريخي كشور ميتواند سوژه دشمن انتخاب شود, سازمان صدا وسيما, سازمان ميراث فرهنگي,وزارت ارشاد, سازمان تبليغات اسلامي, وزارت آموزش و پرورش و اركانهاي فرهنگي كشور ميتوانند با استفاده از امكانات و اختيارات قانوني در روشنگري و دادن بينش و تحليل صحيح از كليه ميراث فرهنگي كشور در جهت آموختن درسها وعبرتهاي ارزنده از تاريخ گامهاي مهم و موثر بردارند انشاء ا... كه مورد رضاي خداوند متعال قرار گيرد.
    11- منابع:
    کتاب بابک خرم دين نوشته سعيد نفيسی كه منابع آن شامل 68 كتاب فارسي و عربي است و15 كتاب به زبان اروپايي است كه به برخي از آنها اشاره ميشود.


    كتب فارسي از جمله:
    ترجمه تاريخ طبري اميرك بلعمي
    تاريخ بيهقي ابوافضل بيهقي
    سياست نامه خواجه نظام الملك طوسي
    تاريخ طبرستان و رويان و مازندران سيد ظهيرالدين مرعشي
    جوامع الحكايات و لوامع الروايات محمد عوفي
    طبقات ناصري
    تاريخ الفي نصراله دبيلي
    منتظم ناصري محمد حسن خان مرغي
    خاندان نوبختي عباس اقبال
    مازيار مجتبي مينوي و صادق هدايت
    دو قرن سكوت عبدالحسين زرين كوب
    مجمل فصيحي فصيحي خوافي
    تاريخ تحولات اجتماعي مرتضي راوندي
    كتب عربي از جمله:
    المعارف عبداله دينوري
    البلدان ابن واضح
    المسالك و الممالك احمدبن خرداذبه
    تاريخ الامم و الملوك طبري آملي
    التنبيه والاشراف علي مسعودي
    مروج الذهب ومعادن الجوهر علي مسعودي
    البد والتاريخ طاهر مقدسي
    الفهرست ابن النديم
    مفاتيح العلوم كاتب خوارزمي
    الفرق بين الفرق طاهر بغدادي
    تاريخ مجموع بطريق انطاكي
    طبقات الامم قاضي صاعد
    الملل والنحل شهرستاني اشعري
    الانساب قاضي تاج السلام
    تاريخ الكامل ابن الاثير
    كتب اروپايي از جمله:
    HISTORE DE LA SIOUNIC MR. BROSSET
    HISTORE DE L ARMENIE DER. ISSAVERDENS
    TOMARA BABEK MASKAVA
    ENCYELOPEDIE DE ISLAM LEYDE ET PARIS

    مقاله تحقيقي از ج. فروغي

     
  • At May 13, 2010 at 2:18 AM, Blogger HILMI said…

    MERHABALAR,
    BEN BIR ISTANBUL'LU TURK OLARAK
    TURKCENIZI VE VERDIGINIZ BILGILERI BEGENDIM.
    TESEKKUR EDERIM.
    IYI GUNLER
    HILMI CAKMAK

     
  • At October 2, 2012 at 12:46 AM, Blogger ajay said…

Post a Comment

<< Home